مشکنانیها

متن مرتبط با «شعر از استاد» در سایت مشکنانیها نوشته شده است

افشای جزئیات عشق بازی

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «عشق بازی» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. عشق بازیتا نگاهت با نگاهم ساز شدعشق بازی در سحر آغاز شددر دو چشمانت محّبت بود و نوراز برای من مثال راز شدمهر تو افتاد براعماق دلیاد تو با جان من دمساز شدیک نظر دیدم رخ زیبای توچهر ه ات درذهن من طناز شدخنده هایت چون عسل بر دل نشستیک به یک در...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از عناب(باگویش محلی)

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «عناب(باگویش محلی)» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. عنابقدیما یه باغچه بو رو کیه موناون کیه قدیمی و کخ گلیمونوسسطوش یه حوضی گرد بو و یه چاهچه صفایی بو چه خاش بو جمعموندرو باغچه دوسه تا درختی ناردوتا عنابو یه سُو بو یه چنارهر کی از شهری اومه دیدنومونخارتوش عناب و سه چارتایی نارمامایی...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از سوغات کوهپایه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «سوغات کوهپایه» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سوغات کوهپایه(باگویش محلی)اگه تو سرفه داره نات بیگیته بدونوت دردی کرو پات بیگیته یاگو از غلظتی خون شکوه داره یا خدا نکرته یک وقت قند دارهعلاجی درد و غمی تو عنابو مرحمی ضعفی تنی تو عنابو به خیالوت گو ندارو خاصیت درمونی ویشتری دردا عنابو...

    ادامه مطلب
  • عشق بازی

  • نیلوبلاگ

    عشق بازیتا نگاهت با نگاهم ساز شدعشق بازی در سحر آغاز شددر دو چشمانت محّبت بود و نوراز برای من مثال راز شدمهر تو افتاد براعماق دلیاد تو با جان من دمساز شدیک نظر دیدم رخ زیبای توچهر ه ات درذهن من طناز شدخنده هایت چون عسل بر دل نشستیک به یک درهای بسته باز شدعشق بود و شور بود و عاشقیذکر نامت برلبم آواز شدسروده اصغراسلامی مشکنانی(بشیر) بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شعر ولایت(خبر از حالوت ندارون)

  • نیلوبلاگ

    خبر از حالوت نداروندو سه رویی و گو مو خبر از حالوت ندارونخبر از اون دلی صاف و بیقراروت ندارونهمه وارسینده از مو گو الاون کایا وایهنزونون چه بواژون خبر از کاروت ندارونتو گو بشته یه و اصلا نییه سراغومونحتمنی واژیه گو کاری به کاروت نداروندو سه پسایی گو بومیه کیه مون خویی ماتگامه بواژون گو عکس از رخی ماهوت ندارونچه بواژون انگاری یات واشته گو هاماجی هیم نکرو یاری داره خبر از یاروت ندارون دو تا دسته گل هیراتوم را ویچینته از رو باغ گومه هیدتون نشون از شهر و دیاروت ندارون شو و رو چش انتظارون گو بیه باز کیه مون نوا یکوقت گو خبر از دلی زاروت ندارون شعر اصغر اسلامی مشکنانی (بشیر) ترجه فارسی خبر از حالت ندارم دوسه روزیه که من خبر از حالت ندارم خبر از اون دل صاف و بیقرارت ندارم همه میپرسند از من که الان...

    ادامه مطلب
  • شعر باگویش محلی(چه کرون)

  • نیلوبلاگ

    چه کرونماما جون سی سالوتو ژنوت نکرته چه کرونعمری تو بشته و کاریت بنکرته چه کرونهمه هم سن وسالات وچه داریند وزندگییک ریالیت تو پس انداز گو نکرته چه کرونتا کیگه گوته اذب بمونه ماما وسوتوترسونه گو بمبرون خدا نکرته چه کرونپره وسو ابی از وس گی گو بتخوارت رو کیهمثلی یک گا وابایه وسوت نکرته چه کروندوتی همسایه انوم چشم انتظارو تو زونهچه جفایی ت تو به حقی اون بکرته چه کرونسری پیشیمو انوم تو کپه مرگوتوت ناییوتمرگه از رو یات بروم وا کرته چه کرونماما قربونت بشون بشه کوچه کار واوزههی نوا فردا شونه دیروت بکرته چه کرونخدایا مرگوم هیته خسه وابویون از کاراشنزونون گو چه گناهیم مو بکرته چه کروناصغراسلامی مشکنانی(بشیر)ترجمهچه کنمننه جون سی سالته زن نگرفتی چه کنمعمر تو رفته و کاری تو نکردی چه کنمهمه هم سن وسالها...

    ادامه مطلب
  • عبدالحسین بن محمد مشکنانی ، از کاتبان و فضلای قرن یازدهم هجری در اصفهان بوده است.

  • نیلوبلاگ

    عبدالحسین بن محمد مشکنانی، از کاتبان و فضلای قرن یازدهم هجری در اصفهان بوده است.او نسخهای از کتاب «صافی» فیض کاشانی را به خط نسخ در دوشنبه ۱۴ ذیالحجه سال ۱۱۳۲ق کتابت کرده که به شماره ۵۸ در کتابخانه ...

    ادامه مطلب
  • طبع شعرم(شعر:اصغراسلامی مُشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    طبع شعرم طبع شعرم دو سه روزیست که خاموش شده با وجودم غزل غُصه هم آغوش شده در پس خاطره ها یکه و تنها شده ام نفسم سرد و حضور تو فراموش شده بلبل باغ غزلهای خیالم امشب از فراغ تو غمین گشته و مدهوش شده...

    ادامه مطلب
  • در پس پرده خبرهاست و ما بی خبریم(شعراز اصغراسلامی مُشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    در پسِ پرده, خبرهاست, و ما بی خبریم درپسِ پرده, خبرهاست, و ما بی خبریم گوئیا محشر کبری است و ما بی خبریم حلقه در حلقه ملائک همه بر گِرد کسی عرش یکباره مهیاست و ما بی خبریم یازده کوکب رخشنده همه گِرد...

    ادامه مطلب
  • بازیِ دنیا(شعراز اصغراسلامی مشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    بازیِ, دنیا از این بازیِ, دنیا خسته ام من چو مرغی بال و پَر بشکسته ام من شب و روزم شده آه و غم و درد به سوگ آرزو بنشسته ام من چو مجنون مانده ام بین دوراهی به فردای دگر دل بسته ام من گُل و بلبل سی...

    ادامه مطلب
  • یاد کنی(شعر از اصغراسلامی مُشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    یاد کنیگفته بودم که اگر از دل من یاد کنیکلبه ی غم زده ام را اگر آباد کنیشام تارم اگر از نور تو روشن گرددبا وجودت دل بی تاب مرا شاد کنیبه سرت گُل بفشانم بدهم جانم رابه هوای تو دهم هستی و ایمانم راگر چه در چنته ندارم بجز احساس نیازمن ادا میکنم آن عهدم و پیمانم رامنتظر مانده ام این بار بیایی به برمدر فراق تو چه گویم که چه آمد به سرمروزگارم شده تاریک و دلم غمگین استناز کن ناز تورا با دل و جانم بخرمنام تو بر لبم و یاد تو در دل ماندهمرغ عشق است که نام تو به گوشم خواندهتو غزل خوانی و من مرثیه خوانم ز فراقدوریت شادی و خنده ز لبانم راندهمُشکنانی ز فراق تو شده پژمردهخون دلهاست که از داغ تو دائم خوردهرحم کن زود بیا طاقت من طاق شدهترسم آن روز بیایی و ببینی مردهشعر:اصغر اسلامی مُشکنانیکانال تلگرام مُشکنا...

    ادامه مطلب
  • پیر شدم(شعر از اصغراسلامی مُشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    پیر شدم من که بیمارم و با درد خودم پیر شدماز فراق تو چو شیری که زمین گیر شدم روزگارم شده حسرت ز فراق رُخ تواز جهان و همه عالم به خدا سیر شدم صبح تا شام دعا گویم و درحال سجودظهر آدینه شد و خسته و دلگیر شدم چقدر صبر کنم گریه کنم از غم توطاقتم طاق شد و عاشق شمشیر شدم تو چه مه روئی و آن خال لبت ما را کُشتغرق در جلوه و زیبائی تصویر شدم مُشکنانی چه بگوید که کلامش گُم شدسخنم قطع شد و در پی تقدیر شدم شعر :اصغراسلامی مُشکنانی مُشکنان 85کیلومتری اصفهان*نائینکانال تلگرام مُشکنانیها     moshkenaniha@ http://telegram.me/moshkenaniha+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 0:26&nbsp توسط اصغراسلامی مشکنانی  |  ...

    ادامه مطلب
  • کِه خِبِر داروو شعر به گویش مشکنان همراه باترجمه(اصغراسلامی مُشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    کِه خِبِر دارووکِه خِبِر اِز اَری مرتضی دارووخِبِر اِز مندال و حاج رضا دارووباغی اکبر کِه شووه نار ویچینووکایا مُشکنون اَلُون صفادارووباغی پسته قاسم و سُوی چیاشاَنوم عناب اون هیرا دِوا دارووشَلَموُ چوندِری بومی وِچه هابه گِمونوم باغی سید موسا داروودوباره سید مصطفی لِوی سِر اُودِرو دستاش چوو هیرا شِما دارووگِزرُش بکاشته امسال گَمونُوممندالی سُنجِو و تُو سیا دارووخاطراتی وِچه گیهامون یابوُکِه واژووه دُنیامون وفا داروومُشکنونی بِشه دَردات چاره کِهغَمی هِزِه هیرا تو بِلا دارووسروده :اصغراسلامی مُشکنانیمشکنان 85کیلومتری اصفهان *نائینترجمهچه کسی خبر دارهچه کسی خبر از آسیاب مرتضی دارهخبر از مندال و حاج رضا دارهباغی اکبر چه کسی میره انار بچینهکجای مُشکنان الان صفادارهباغ پسته قاسم و سیبی چیهاشهنوز ع...

    ادامه مطلب
  • حیفم آمد(شعر:اصغراسلامی مشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    حیفم آمد حیفم آمد ننویسم که چه حالی دارم در فراق تو عجب فکر و خیالی دارم گوشه ای خلوت و تنها به دلم جا کردی از برای تو گلم عشق حلالی دارم قفسم تنگ شده گرچه به حسرت امّا به هوای سر کویت پر و بالی دارم خجلم گر که بگویم شده ام درمانده مانده ام بر در لطف تو سؤالی دارم گرچه دلتنگم و امید به قلبم خفته از تمنا پُرم و کاسه ی خالی دارم مُشکنانی چه کند تا که ببیند رُخ تو نکند از درت امید محالی دارم شعر:اصغراسلامی مُشکنانی با تشکر از دوست واستاد ارجمندم آقای محمد خاکسار (آذرخش) moshkenaniha@ مُشکنان 85کیلومتری اصفهان *نائین +نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ساعت22:0&nbsp توسطاصغراسلامی مشکنانی | ...

    ادامه مطلب
  • دگر مرو (شعر از اصغراسلامی مُشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    دگر مرو گفتم بمان به کنارم دگر مرو دردم دوا بکن تو نگارم دگر مرو گفتی اگر که در بر تو شکوه سر دهم بازم چنین ندا دهی یارم دگر مرو گفتم امید من که وجودم ز بود توست من شکوه ای ز یار ندارم دگر مرو گفتی که راه من از تو جدا شده گفتم بگو به ج...

    ادامه مطلب
  • هوایی وُو(شعرباگویش مشکنان همراه با ترجمه فارسی ***سروده اصغراسلامی مُشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    هوایی وُو زُنه گُو مالی دِلُم هوایی ووُ عاشقی اون حرمی الهی ووُ گامه راهی بِبون اما بِنبوُ آخه شُمُونوم فقط خدایی ووُ گومه جُون هاتون رو ره یی کربلا دِلوم از وِس گی گو کربلایی ووُ نَزونه گُو چه خِبروُ یُون روُ وا اربعین نَوا گُو مالی ع...

    ادامه مطلب
  • خار و گل(شعر از اصغراسلامی مشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    خار و گل گفت خاری به گل ای تاج سرم غرق در ناز نشستی به برم من اگر آخته و جرارم تو چه زیبایی و خوش در نظرم دل من سخت و سراسر کینه تو لطیفی و چنان آئینه نیست یاری و مریدی بر من تو ولی جایگهت بر سینه خوش بحالت که چنین دلشادی ز غم و رنج زمان آزادی دل م...

    ادامه مطلب
  • چهره ی ماه(شعر:اصغراسلامی(مشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    چهره ی ماه چهره ی ماه چو شد نقش در آب دور شد از نظرم خاطر خواب همچو مجنون شدم و دل آشوب باز افتاد به جانم تب وتاب نفسم حبس شد اندر سینه مات ماندم چه کنم در مهتاب چهره ی ماه تماشایی بود لحظه ی دیدن آن شد کمیاب تا به خود آمدم آن شب طی شد سحر...

    ادامه مطلب
  • بیا بابا(شعر از اصغراسلامی مُشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    بیا باباشرح حال حضرت رقیه (س)درخرابه ی شام (بیا بابا جان در آغوشم مگر کردی تو فراموشم) چرا بابا جان نمی آئی مگر ما را تو نمی خواهی بیا بابا جان که دلتنگم اسیر غمها و نیرنگم (بیا بابا جان در آغوشم مگر کردی تو فراموشم) بیا بابا جان غریبانه شدم تنها من به ویرانه بیا ای تاج سرم بابا تویی تنها دلبرم بابا (بیا بابا جان در آغوشم مگر کردی تو فراموشم) ببین بابا گوش خونینم به پای خود خار و میبینم...

    ادامه مطلب
  • محرم آمد(شعر اصغراسلامی مُشکنانی)

  • نیلوبلاگ

    محرم آمد غبار غم دوباره در هوا شد محرم آمد و وقت عزا شد رسیده کاروان از راه مکّه ولی کوفه دوباره بی وفا شد حسینم وا حسینم وا حسینم حسینم وا حسینم نور عینم حسین ویاوران با وفایش به قربان مرام وآن صفایش اجابت کرده اند آنها پیامی که دادند کوفیان نامه برایش حسینم وا حسینم وا حسینم حسینم وا حسینم نور عینم ولی افسوس کوفه در خطا رفت به سمت ظلم و جور و در جفا رفت در آن وادی شده تنهای تنها حسین با کار...

    ادامه مطلب