خرید بک لینک

چهره ی ماه

چهره ی ماه چو شد نقش در آب

دور شد از نظرم خاطر خواب

همچو مجنون شدم و دل آشوب

باز افتاد به جانم تب وتاب

نفسم حبس شد اندر سینه

مات ماندم چه کنم در مهتاب

چهره ی ماه تماشایی بود

لحظه ی دیدن آن شد کمیاب

تا به خود آمدم آن شب طی شد

سحر آمد همه شد همچو سراب

مشکنانی و هوای رخ ماه

آرزو ها و همه حال خراب

شعر:اصغراسلامی (مشکنانی)

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 22:37  توسط اصغراسلامی مشکنانی |

برچسب: ماهشعراصغراسلامیمشکنانی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: پنجشنبه 27 مهر 1396 ساعت: 16:06

صفحه بندی