شعر ولایت(خبر از حالوت ندارون) - تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 11:58
خبر از حالوت نداروندو سه رویی و گو مو خبر از حالوت ندارونخبر از اون دلی صاف و بیقراروت ندارونهمه وارسینده از مو گو الاون کایا وایهنزونون چه بواژون خبر از کاروت ندارونتو گو بشته یه و اصلا نییه سراغومونحتمنی واژیه گو کاری به کاروت نداروندو سه پسایی گو بومیه کیه مون خویی ماتگامه بواژون گو عکس از رخی ما...
شادم کن - تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 15:53
شادم کناز لعل لبت می بده و شادم کنبا جام نگاهت مرا آبادم کنعمریست گرفتار غم هجرانمای ناجی من بیا تو آزادم کندر خلوت و تاریکی شب بدحالمای ماه رخی نشان ده دلشادم کناین رهگذران نمک به زخمم زده اندفکری تو برای درد و فریادم کنهر لحظه ی عمرم همه در یاد توامآرامش جان تو هم کمی یادم کنجامم بشکسته و صبو ریخت...
محشری - تاریخ: 1401/7/28 ساعت: 19:09
محشریچهره گل را میان گل چو دیدی محشریاز لجن زار گنه کاران رمیدی محشریگرچه در اطراف تو بوی تعفن در هواستبوی عطر گل به جان خود خریدی محشریدور تا دورت اگر که گرگ و روبه سیرتندهمچو مرغ خوش پر و بالی پریدی محشریهرچه دام از بهر تو پهن است در این روزگارلذت دنیا رها کردی ندیدی محشریذات خود را پاک کرده چون ج...
داغ برادر - تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 14:53
ای ساربان آهسته تر گم کرده دارماندر بیابان خفته ای درپرده دارمداغی به سینه دارم و آشفته حالمباخود دلی شیدا و غم پرورده دارممظلوم حسینم*ای نور عینمای باغبان حال دلم افسرده گشتهگلهای گلزارت همه پژمرده گشتهای باغبان زینب پریشان وغریب استخواهر ز داغ دوریت آزرده گشتهمظلوم حسینم*ای نور عینمدیگر برادر طاقت...
دعا کردم - تاریخ: 1401/5/1 ساعت: 14:01
دعا کردممن دعا کردم ببینم عاقبت روی تو راخال لبهای تو و آن زلف و گیسوی تو راروی کاغذ چهره ای ترسیم کردم در خیالدر میانش من کشیدم چشم و ابروی تو را....هر چه کوشیدم که تصویر تو زیباتر شودچون خودت پر نور و پر معنا فریباتر شوددستهایم لرزه افتاد و دلم بی تاب شدسخت شد درمانده تا تصویر گیراتر شود...سالها گ...
مرحم دردم باش - تاریخ: 1401/3/29 ساعت: 15:56
مرحم دردم باشگفتم که بیا و مرحم دردم باشآرامش قلب و با دلم همدم باشگفتا که خودم دردمندم بی توحالا تو بیا دوای بر دردم باش***گفتم که دلم پر از غم و غصه ی توستحال دل من روایت قصه ی توستگفتا که ز غصه پیش من حرف مزناحوال دلم قصه ی پر غصه ی توست***گفتم که دلم خواسته یارت باشممجنون شده و عاشق زارت باشمگفت...
شعر باگویش محلی(چه کرون) - تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 13:23
چه کرونماما جون سی سالوتو ژنوت نکرته چه کرونعمری تو بشته و کاریت بنکرته چه کرونهمه هم سن وسالات وچه داریند وزندگییک ریالیت تو پس انداز گو نکرته چه کرونتا کیگه گوته اذب بمونه ماما وسوتوترسونه گو بمبرون خدا نکرته چه کرونپره وسو ابی از وس گی گو بتخوارت رو کیهمثلی یک گا وابایه وسوت نکرته چه کروندوتی همس...
قضاوت - تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 13:23
قضاوتقضاوت می کنی من را ولی اینگونه رسمش نیستتو معنا می کنی من را ولی اینگونه رسمش نیسترقیبان شاد و خورسندند از اینکه می کشی من رافدایم میکنی باشد ولی اینگونه رسمش نیستدرون سینه ام نوری به عشق تو شده روشنتو خامش می کنی آن را ولی اینگونه رسمش نیستهمه گویند با من که جفا کاری وعصیانگرتو باور می کنی جان...
جام جهان نما - تاریخ: 1400/12/23 ساعت: 10:31
 جام جهان نمادر سیر و سلوک ما اگر مستی بوداز جام جهان نمای این هستی بودهرچند ز جمع سالکان جا ماندیملیکن ره ما نجات از پستی بودما را هدفی هست که انسان باشیمهم مونس و هم انیس جانان باشیمهرچند مقام ما ز جانان دور استره را همه طی کرده پی آن باشیمدر اوج اگر فنا بگردی مردیهم مرحم و هم دوای بر هر دردی
دعا کنیم - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:21
فراغ مادر - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:21
علی بود - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:21
                         علی بودآنکه در کودکی اش یار نبی بود            علی بودوقت سختی همه وقت نزد نبی بود      علی بودجنگهایی که نبی داشت به ایام حیاتیکه سردار و طرفدار نبی بود               علی بودآن شبی که همه کفار خیانت کردندشیر میدان شده در جای نبی بود           علی بودبارها گفته نبی بعد من او...
عبدالحسین بن محمد مشکنانی ، از کاتبان و فضلای قرن یازدهم هجری در اصفهان بوده است. - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 2:42
عبدالحسین بن محمد مشکنانی، از کاتبان و فضلای قرن یازدهم هجری در اصفهان بوده است.او نسخهای از کتاب «صافی» فیض کاشانی را به خط نسخ در دوشنبه ۱۴ ذیالحجه سال ۱۱۳۲ق کتابت کرده که به شماره ۵۸ در کتابخانه
قدر مادر بدان ... - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:10
هست مادر چو چشمه ای جوشاندر میان کویر تنهاییمنتظر مانده در پس دیواربلکه از راه رفته باز آیی
حال دل - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:10
حال دل نیکو شود با یک کلامدوستت دارم عزیزم والسلام....اصغراسلامی مشکنانی
کوتاه - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:10
همچون باغبان مراقب گل لبخندت باش که پژمرده نشوداصغراسلامی مشکنانی
غم نامه - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:10
دستی به دست ما بده ای چرخ روزگارxa0ما بی نصیبان خوشیهای عالمیمxa0اصغراسلامی مشکنانی
طبع شعرم(شعر:اصغراسلامی مُشکنانی) - تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:00
طبع شعرم طبع شعرم دو سه روزیست که خاموش شده با وجودم غزل غُصه هم آغوش شده xa0 در پس خاطره ها یکه و تنها شده ام نفسم سرد و حضور تو فراموش شده xa0 بلبل باغ غزلهای خیالم امشب از فراغ تو غمین گشته و مدهوش شده
در پس پرده خبرهاست و ما بی خبریم(شعراز اصغراسلامی مُشکنانی) - تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:00
در پسِ پرده, خبرهاست, و ما بی خبریم xa0 درپسِ پرده, خبرهاست, و ما بی خبریم گوئیا محشر کبری است و ما بی خبریم xa0 حلقه در حلقه ملائک همه بر گِرد کسی عرش یکباره مهیاست و ما بی خبریم xa0 یازده کوکب رخشنده همه گِرد
بازیِ دنیا(شعراز اصغراسلامی مشکنانی) - تاریخ: 1397/9/17 ساعت: 16:00
بازیِ, دنیاxa0 از این بازیِ, دنیا خسته ام من چو مرغی بال و پَر بشکسته ام من xa0 شب و روزم شده آه و غم و درد به سوگ آرزو بنشسته ام من xa0 چو مجنون مانده ام بین دوراهی به فردای دگر دل بسته ام من xa0 گُل و بلبل سی