خرید بک لینک

1 کن

از لعل لبت می بده و شادم کن

با جام نگاهت مرا آبادم کن

عمریست گرفتار غم هجرانم

ای ناجی من بیا تو آزادم کن

در خلوت و تاریکی شب بدحالم

ای ماه رخی نشان ده دلشادم کن

این رهگذران نمک به زخمم زده اند

فکری تو برای درد و فریادم کن

هر لحظه ی عمرم همه در یاد توام

آرامش جان تو هم کمی یادم کن

جامم بشکسته و صبو ریخته است

با ساغر می رها ز بنیادم کن

در میکده مستان همه دلخون شده اند

اینک قدحی بده پریزادم کن

شعر اصغر اسلامی مشکنانی(بشیر)

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: شنبه 1 مهر 1402 ساعت: 15:53

صفحه بندی