
دلتنگون
مو دلتنگون هیرا اون کوچه باغا
دزاری کخ گلی و چشمه طاقا
هیرا کشون و کرتی مشتی گندوم
صدا چوژی غلا و دسه زاغا
که هه کرتی قوتور و دوز و هف سنگ
دوایی غصه ها بو و دلی تنگ
ویاون بو گلایی وحشی و قارچ
اپلوک و تره کوهی بوو و شنگ
هوسی تو و سنجو و چاغاله
درختی تو سیا رو باغی خاله
درو باغا کناری چینه دیته
یا داس بو و یا برد یا کمچه ماله
نونی تازه و ماستینه چه خاش بو
پیشیما فالوده یا او دو یاش بو
نونی تو و یه کاسه شیری تازه
یا کالجوش بو یا اوگوشت یا جی ماش بو
....
ارادتمند اصغر اسلامی مشکنانی (بشیر)
دلتنگم
من دلتنگم برا اون کوچه باغها
دیوار کاهگلی و چشمه طاقها
برای کشتزار و زمین در از گندم
صدای گنجشک و کلاغ و دسته زاغها
بازی کرتی قوتور (بازیهای محلی )و دوز و هفت سنگ
داروی غصه ها بود و دلی تنگ
بیابونها گلهای وحشی و قارچ
اپلوک و تره کوهی بود پشنگ(گیاهان محلی)
هوسی توت و سنجد و چاغاله
درختی توت سیاه (شاتوت)توی باغ خاله
توی باغها کناری دیوار میدیدی
یا داس بود یا بیل یا کمچه ماله
نان تازه و ماستینه(ماست آبگرفته)چه خوش بود
ظهرها فالوده یا آبدوغ جاش بود
نان تو(نان خامه شیر) و یک کاسه شیر تازه
یا کله جوش یا آبگوش یا که ماش بود
اصغر اسلامی مشکنانی (بشیر)
برچسب:
نویسنده: علی پورعلی