خرید بک لینک

گنه مکن

گفتند گنه مکن که محزون نشوی

از کرده ی خود همیشه دلخون نشوی

گفتم چه کنم ضعیف و نادم شده ام

گفتند به ره بیا که بیرون نشوی

گفتم همه همرهان خطا کار شدند

گفتند جدا شو تا که همچون نشوی

گفتم چه کنم خدا ببخشد گنه ام

گفتند خطا مکن جگر خون نشوی

گفتم که میان خوب و بد وا ماندم

گفتند رهی برو که گلگون نشوی

گفتم که دلم شده گرفتار و اسیر

گفتند دلی نبند که مجنون نشوی

گفتم به خودم که مُشکنانی هیّهات

گر دور ز او شوی چو قارون نشوی

گفتند کنار ما چو حاتم گردی

گر چنگ زنی چو رود جیحون نشوی

@moshkenaniha

شعر :اصغراسلامی مُشکنانی

telegram.me/moshkenaniha

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:30 توسط اصغراسلامی مشکنانی |

برچسب: مکنشعراصغراسلامی,مُشکنانی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 5:58

صفحه بندی