خرید بک لینک

فریاد کشیم

تا به کی بر سر دل نعره و فریاد کشیم

آهی از کالبد جان و ز بنیاد کشیم

چشمها غرق گناه است ولی دل مرده

همتی نیست که حق از کف بیداد کشیم

ذهنمان در پی عصیان ,به لبان مُهر سکوت

برده یِ خُم شده و نعره ی دلشاد کشیم

از برای غم یاران چه جفاها دیدیم

سختی کوه چو رنج دل فرهاد کشیم

مثلِ کوهی که دلش پُر شده از آتش خشم

فوران کرده وبر دشت و دمَن داد کشیم

مشکنانی تو مخور غم که سحر نزدیک است

خطِ بطلان به دلِ زخمیِ صیاد کشیم

شعر:اصغراسلامی مُشکنانی

کانال تلگرام:moshkenaniha@

telegram.me/moshkenaniha

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:13 توسط اصغراسلامی مشکنانی |

برچسب: فریاد,کشیمشعراصغراسلامی,مُشکنانی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1396 ساعت: 5:58

صفحه بندی