چه کنم
امشب ز فراغش نگرانم چه کنم
رنجورم و در حال فغانم چه کنم
گفتی که بمان شبی کنارم اما...
وقت سحراست و غم فشانم چه کنم
در حسرت دیدار طلوع خورشید
شب تابه سحر درپی آنم چه کنم
درگوشه ی این ملک سراسر آشوب
وقتی که صلاح خود ندانم چه کنم
گفتند هلا به حال خود غّره مشو
من غّره نیَم روبه خزانم چه کنم
چندی است دل آشوب و پریشان حالم
جزء صبر دگر من نتوانم چه کنم
گقتی که بروتو مُشکنانی خوش باش
داغش زده آتشی به جانم چه کنم
اصغراسلامی مُشکنانی
روستای مُشکنان 85کیلومتری اصفهان نائین
برچسب:
نویسنده: علی پورعلی