
تو رفتی مادرت حیران شد ای وای
تمام خیمه ها ویران شد ای وای
مگر تیرسه شعبه خنجری بود
سرت بر پوست آویزان شد ای وای
**
اگر بستند راه چاره ات را
به خون شستند حلق پاره ات را
تسلای دل مادرنموند
شکستند عاقبت گهواره ات را
**
نمودی بر پدر یاری عزیزم
از او کردی طرفداری عزیزم
الهی مادرت دورت بگردد
چه قبرکوچکی داری عزیزم
**
غمت برسینه بردل نیشتر بود
جگر ازدل دل ازاو ریشتر بود
عزیزم با که گویم این مصیبت
قد تیر از قد تو بیشتر بود
http://moshkenanih.blogfa.com
برچسب: شاعر گمنام,شاعر گمنام ایرانی,افسانه شاعر گمنام,حسین شاعر گمنام اصفهانی,گزيده افسانه شاعر گمنام,شاعر های گمنام,شعر شاعر گمنام,اشعار شاعر گمنام,زندگینامه شاعر گمنام,شاعر معتادان گمنام,
نویسنده: علی پورعلی