یه دیزی آش
اون روا کرسی بو و یه دیزی آش
نونی حشک بو نونی توو روغنی خاش
آشی دونی و شلم ، آشی تروش
یا عدس چوندرو یا جی خشخاش
صبحها شیری داغ و یک ذره پینیر
پیشیما قلیه بو کالجوش یا جی ماش
دوری هم جمعی بوئیم روکیه ها
شو نیشینی شوئیمه و دلا خاش
زندگیها ساده بو و خاش بوئیم
اما الاون چه چیایی بومبه یاش
خویی کاشکی واتمون رو شوی بوو
از زمونه وابه ئیم آش ولاش
اون رو وا کرسی بو و یه دیزی آش
نونی حشک بو نونی تو روغنی خاش
ترجمه فارسی
یک دیزی آش
اون روزها کرسی بود و یک دیزی آش
نان خشک و نان سرشیر و روغن خوش(کرمانشاهی)
آش دونی(آش حبوبات)و شلغم آش ترش
یا عدس چغندر یا هم خشخاش
صبحها شیر داغ با یک کمی پنیر
ظهرها قلیه بود و کالاجوش یا خوراک ماش
دور هم جمع میشدیم تو خونه ها
شب نشینی میرفتیم و دلها خوش
زندگیها ساده بود وخوش بودیم
اما الان چه چیزهایی اومده به جای اونها
با کاشکی گفتن روز شب میشه
از زمونه شده ایم آش و لاش
اون روزها کرسی بود ویک دیزی آش
نان خشک بود نان سرشیر و روغن خوش(کرمانشاهی)
برچسب:
نویسنده: علی پورعلی