
آنقدر خسته ام که نای نفس کشیدن ندارم دراین دنیایی که هم نفسی نیست. تنهامانده ام باکوله باری از غم. سالهاست قدم برداشته ام تاحالا که رسیدم به آخر راه. به بن بست تنهایی. دلم گرفته وهوای چشمانم بارانیست. شاید ,شاید بهار آمده اما نه دور تا دورم برگهای زرد وخزان شده محبتم را میبینم که دست سرد وبی رحم...
ادامه مطلب
تو رفتی مادرت حیران شد ای وای تمام خیمه ها ویران شد ای وای مگر تیرسه شعبه خنجری بود سرت بر پوست آویزان شد ای وای ** اگر بستند راه چاره ات را به خون شستند حلق پاره ات را تسلای دل مادرنموند شکستند عاقبت گهواره ات را ** نمودی بر پدر یاری عزیزم از او کردی طرفداری عزیزم الهی مادرت دورت بگردد چه قبرکوچکی داری عزیزم ** غمت برسینه بردل نیشتر بود جگر ازدل دل ازاو ریشتر بود عزیزم با که گویم این مصیبت قد تیر از قد تو بیشتر بود http://moshkenanih.blogfa.com...
ادامه مطلب