
علی بودآنکه در کودکی اش یار نبی بود علی بودوقت سختی همه وقت نزد نبی بود علی بودجنگهایی که نبی داشت به ایام حیاتیکه سردار و طرفدار نبی بود علی بودآن شبی که همه کفار خیانت کردندشیر میدان شده در جای نبی بود علی بودبارها گفته نبی بعد من او هست وصیآنکه را مقصد و مقصود نبی بود علی بوددر غدیر خم اگر جمع شده اند حجاجآنکه دستش به دو دستان نبی بود علی بودآخر خطبه چنین است همه گوش کنیدجان...
ادامه مطلب
عبدالحسین بن محمد مشکنانی، از کاتبان و فضلای قرن یازدهم هجری در اصفهان بوده است.او نسخهای از کتاب «صافی» فیض کاشانی را به خط نسخ در دوشنبه ۱۴ ذیالحجه سال ۱۱۳۲ق کتابت کرده که به شماره ۵۸ در کتابخانه ...
ادامه مطلب
پیشاپیش میلاد امام رئوف برشما مبارک قبله ی هشتم علی موسی الرضا مژده که این خانه عجب باصفاست موسم میلاد گل مرتضی است باز ملائک همه کف میزنند جشن ولادت گل مصطفی است قبله ی هشتم علی موسی الرضاست باز مدینه شده پر جُنب وجوش شیعه ی مولا همه اندر خروش عطر زده جامه ی نو تن کنید جشن ولادت گل مصطفی است قبله...
ادامه مطلب
روضه ی شب نهم محرم . شب تاسوعاروضه علمدار کربلا که سلام خداوند بر او باد......... اگر خیمه دار الذکر است.و اگر مداح ذاکر استو اگر ذکر قرآن است (نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون)بگذار تا روضه ی علمدار هم بوی قرآن دهد.در آیه 249 سوره ی بقره آمده است .چون سپاه طالوت برای جهاد بیرون از شهر شد به نهری رسیدند و طالوت گفت....فمن شرب منه فلیس منی.....آنکه از این آب بنوشد از من نیست.روضه نادم اینست سپاهیان طالوت را گفتند آب ننوشید و نوشیدند الا تعداد کمی ای پسر ام البنین تو که بودی که مولایت تو را نگفت از آب ننوش اما ننوشیدی. ........نقش اطیعوااله.............. آسمان محو تماشای علمدا...
ادامه مطلب
ای عندلیبان گلشن خراب است آهسته نالید اصغر به خواب است از داغ اصغر ، دلخون رباب است لای لایی از سفر برگشته رودم شیر از پیکان کافر خورده رودم * گهواره خالی ، اصغر نا پیداست یاران چه سازم رودم نه اینجاست در باغ رضوان در نزد زهراست لای لایی از سفر برگشته رودم شیر از پیکان کافر خورده رودم * اهل مدینه یکسر بیایید ما بی کسان را یاری نمایید خاک مصیبت بر سر نمایید لای لایی از سفر برگشته رودم شیر از پیکان کافر خورده رودم * یاران ز غربت ، زینب رسیده ضلم و ستمها بسیاری دیده بار مصیبت قدش خمیده لای لایی از سفر برگشته رودم شیر از پیکان کافر خ...
ادامه مطلب
گهواره خالی می شود با رفتن تو دیگر نمانده فرصتی تا رفتن تو حتی خدا با رفتنت راضی نمی شد عیسای من قربان بالا رفتن تو هر چیز را هر رفتن نا ممکنی را می شد که باور کرد الا رفتن تو وقتی گناهی سر نمی زد از گلویت یعنی چرا یعنی معما رفتن تو ای کاش می بردی مرا با چشمهایت یا اینکه می افتاد فردار رفتن تو وقتی که پا در عرصه حق می گذاری فرقی ندارد آمدن یا رفتن تو شعر:علی اکبرلطیفیان http://moshkenaniha.blogfa.com...
ادامه مطلب
روضه ی ورودیهروضه ی شب دوم محرم.........کاروان روز دوم صادقانه وارد نینوا میشود.نوشته اند مرکب ثارا.... قدم از قدم برنمیدارد.خیمه ها علم میشوند.مردان بنی هاشم کودکان را از ناقه ها پیاده میکنند.و نه روز دیگر همان کاروان صادقانه نینوا را ترک میکند.و اگر سند این صداقت خواهید خواهم گفت.پاره ای از اوراقش بر زمین افتاده.و پاره ای از اوراقش بر فراز نیزه هاست.و گویا بر ورقی از آن نوشته اند. ..رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق...... ........اینجا نینواست............ شاه صدقی را که بر قامت کفن از بوریاستدر جوانمردی ببین استاد صدها پوریاست نی به دل دارد نوائی جانگداز و دلخراشم...
ادامه مطلب
الهی ذکر اکبرت که همان تبیان(قران) است. و ذکر کبیرت که همان عترت است. اولی سبوئی است پر از باده ی طهوراو دومی ساقی این باده است. آری چنان باده باید از دست چنین ساقی گرفت. ..........خمره و ساقی......... یک طرف خمره ی ذکر است عجب ربانیچار و ده ساقی می سمت دگر روحانی از چنین خمره و این باده و این میخانههر کسی می نزند کی شودش رحمانی ساقیش گفت مرا دوش ز ما باده ببرگر تو را میل بود تا که شوی عرفانی آنکه سر کرد به خم پشت به ساقی بنمودسرخوشی میکند اما به خدا نفسانی اهل ذکری که نوشتند به مصحف, ساقی استسخنم ساده بود چیست چنین حیرانی رسم مردی نبود پشت کنم بر ساقیچون...
ادامه مطلب