مشکنانیها

متن مرتبط با «گزيده افسانه شاعر گمنام» در سایت مشکنانیها نوشته شده است

شاعر :گمنام

  • نیلوبلاگ

    تو رفتی مادرت حیران شد ای وای تمام خیمه ها ویران شد ای وای مگر تیرسه شعبه خنجری بود سرت بر پوست آویزان شد ای وای ** اگر بستند راه چاره ات را به خون شستند حلق پاره ات را تسلای دل مادرنموند شکستند عاقبت گهواره ات را ** نمودی بر پدر یاری عزیزم از او کردی طرفداری عزیزم الهی مادرت دورت بگردد چه قبرکوچکی داری عزیزم ** غمت برسینه بردل نیشتر بود جگر ازدل دل ازاو ریشتر بود عزیزم با که گویم این مصیبت قد تیر از قد تو بیشتر بود http://moshkenanih.blogfa.com...

    ادامه مطلب