
ای ساربان آهسته تر گم کرده دارماندر بیابان خفته ای درپرده دارمداغی به سینه دارم و آشفته حالمباخود دلی شیدا و غم پرورده دارممظلوم حسینم*ای نور عینمای باغبان حال دلم افسرده گشتهگلهای گلزارت همه پژمرده گشتهای باغبان زینب پریشان وغریب استخواهر ز داغ دوریت آزرده گشتهمظلوم حسینم*ای نور عینمدیگر برادر طاقت هجران ندارمرنگی به رخ از غصه ی خوبان ندارمهم اکبر و هم اصغر و سقا نماندهدیگر پناهی ای برادرجان ندارممظلوم حسینم*ای نور عینمبی یاور و بی سرپناهم ای برادرتنهاشدم بی تکیه گاهم ای برادرفریاد هجرم در بیابانها روان است برخیز و بشنو سوز آهم ای برادرمظلوم حسینم*ای نور عینمداغ برادر داغ دلبر دیده ام منلبخند خونین بار اصغر دیده ام منگلهای بی سر در بیابان ها و صحراواندر خرابه مجمع سر دیده ام منمظلوم حسینم*ا...
ادامه مطلب
داغ جدایی تا کی من و خون جگر از داغ جدایی تا کی بی نصیب از مه و از نور خدایی تا کی من که یک عمر غم دوری خوبان خوردم بشوم باز به عشق تو هوایی تا کی گفته ای میگذرد از نظرت کردارم چه کنم بر دل من نیست صفایی تا کی انتظارت بکشم ای مه تابان هرشب چشم در راه شوم تا که بیایی تا کی بوی عطرت به مشامم اگر از دور رسد بشوم باز به عشق تو فدایی تا کی مُشکنانی که نظر کرده ندیده رویت غرق گردیده در آن لایتنهی تا کی شعر:اصغراسلامی مُشکنانی telegram.me/moshkenaniha moshkenaniha@ مُشکنان85کیلومتری اصفهان نائین +نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت10:11 توسطاصغراسلامی مشکنانی | ...
ادامه مطلب